یک از وظایف شرکت های برندسازی (آژانس های برندسازی) ساخت یک هویت قدرتمند برای برند شما است. شما و کسب و کارتان جایی در طول سفر خود برای برندسازی، احتمالاً جلوی عبارت «هویت برند» ایستاده­اید و یک یا هر دو ابروی خود را به نشانه­ی تعجب بالا برده­اید. شاید تصویری مبهم از معنی این عبارت داشته باشید؛ یا شاید اینکه به طور کلی از آن عبور کرده­اید.

علی رغم گرایش طبیعی انسان، به شدت توصیه می­کنیم که از گزینه­ی دوم پرهیز شود؛ زیرا هویت­های برند قوی، جزء اصلی هر کسب و کار موفقی هستند.

ایجاد یک هویت برند قوی، چیزی است که شرکت شما را از یک ایده­ی بی­روح به یک موجود زنده و تنفس کننده تبدیل می­کند و باید نقطه تمرکز شما در حین تلاش برای برندسازی باشد.

با این حال، به طور طبیعی این سؤال پیش می­آید:

هویت برند چیست؟

یک هویت برند، اساساً چهره­ای است که برند شما به جهانیان نشان می­دهد. این پیام منحصر به فرد و پایدار شرکت شما، بارها و بارها از طریق مجموعه­ای از عناصر بصری و زبان ثابت، معرفی می­شود.

به عبارت دیگر، هویت برند شما راهی است که از طریق آن برندتان با تمام ارزش­های اصلی و مأموریت­هایش، معرفی می­شود.

به هویت خود فکر کنید: خود را چگونه توصیف می­کنید؟

شاید هر روز از سر تا پا، لباس­های تیره می­پوشید. ممکن است ترجیح دهید که یک پیراهن بدون دکمه را زیر یک پیراهن دکمه­دار بپوشید، یا از آن دست افرادی هستید که الگوی خاصی برای خود دارند. یا حتی فردی باشید که گوشواره­ای اضافی روی ناحیه­ی غضروفی گوش دارید. فردی با خالکوبی مناسب یا های لایت مو باشید.

مخرج مشترک تمامی این توصیفات آن است که خودتعریفی شخصی اغلب از نمایه­های تصویری به دست می­آیند؛ آنگونه نمایه­هایی که شما را از دیگر مردم متمایز می­کند. این امر برای ایجاد هویت یک برند نیز صادق است؛ شما تصویری از شرکت خود نشان می­دهید که برند شما را از دیگر رقیبان متمایز می­کند.

هر چند ظاهر همه چیز نیست؛ روش گفتاری افراد نیز آن­ها با به صورت منحصر به فرد می­شناساند. هر کس می­تواند بگوید که کدام شخصیت سریال «فرندز» بارها گفته است: «حالت چطور است؟» یا کدام سوپرمدل معروف به «smize» است. تمامی این نمودها به درک مردم از شناخت شما و اینکه چه کسی هستید، کمک می­کند؛ دقیقاً همین وضعیت نیز برای برند شما وجود دارد.

شرکت برندینگ مشاورتان به شما می گوید باید روی هویت برندتان تمرکز کنید، اما چرا باید روی هویت برند تمرکز کرد، هدف از این کار چیست؟

هویت برند شما، جایی است که شما و مشتریان شما به هم می­رسید. آن چیزی است که باعث می­شود مشتریان شما را فوراً شناسایی کنند و باعث می­شود که وفادار (به برند شما) باقی بمانند.

تمام نکته­ی تلاش­های مربوط به برندسازی این است که در ذهن مشتریان هنگام فکر کردن به برند شما، تصویری خاص ایجاد شود. اینکه شرکت شما چگونه شناخته و فهمیده می­شود، همه چیز است؛ در همین راستا شما همان تصویری را که می­خواهید مشتریان از شما (درست مانند هویتی که برای برند خود تعریف کرده­اید) داشته باشند، مهندسی می­کنید.

همچنین ایجاد یک هویت برای برند، دستورالعمل­هایی برای شرکت خود شما تنظیم می­کند. محتوایی را که تولید می­کنید، طراحی که استفاده می­کنید و حتی نوع رویدادهایی را که در حال اجراست؛ اطلاع می­دهد.

با همه این تفاصیل، بیایید به آن برسیم!

چگونه یک هویت برای برند بسازیم.

قدم اول: ممیزی داخلی/خارجی انجام دهید.

قبل از اینکه هویتی را ایجاد کنید که با مخاطب در ارتباط باشد؛ باید دو چیز را بفهمید: شما چه کسی هستید؟ و مخاطبانتان چه گروهی را تشکیل می­دهند؟ منطقی به نظر می­رسد، اینطور نیست؟

به همین منظور، به سؤالات زیر پاسخ دهید:

مشتریان مورد نظر شما، چه افرادی هستند؟ آمار جمعیتی آن­ها چگونه است؟

جامعه­ی هدف شما از چه زبانی استفاده می­کنند؟

نقاط مشکل­زا برای مشتریان چیست؟

در حال حاضر، مشتریان برند شما را چطور می­بینند؟

مشتریان شما، چه برندهای دیگری را دوست دارند؟

ارزش­هایی که شما را از دیگر شرکت­ها متمایز می­کند، چیست؟

شعار تبلیغاتی شما چیست؟

شخصیت برند شما چیست؟

صدای برند شما کدام است؟ (وقتی که برندتان شروع به حرف زدن می­کند، صدای آن به چه صورت است؟)

چه ارزشی را برای مشتریان احتمالی خود به ارمغان می­آورید؟

این سؤالات نباید تنها با خود اندیشی پاسخ داده شوند. بلکه نظر سنجی ایجاد کنید. گرو­های متمرکز را ترتیب دهید. رقیبان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. از هر منبع در دسترسی استفاده کنید که بفهمید، مشتریان شما چه کسانی هستند، چگونه از شما رضایت پیدا خواهند کرد و دوست دارند که چگونه با آن­ها صحبت شود.

سپس، نقاط ضعف و قوت خود را مورد ارزیابی قرار دهید. اگر در اعتراف به پرسش­های بالا (به طور مثال بخش ممیری داخلی) مشکل دارید، سعی کنید نقشه­ای ذهنی ایجاد کند. تکنیکی که به شما کمک می­کند تمام ایده­های خود را به صورت منظم و سازماندهی شده روی کاغذ بیاورید.

ایده­ی اصلی کسب و کار خود را در مرکز صفحه بنویسید، سپس «راه­هایی» بکشید که به سمت ایده­های دیگر منتهی شوند؛ مانند جنبه­های صدایی که برای برند خودتان متصور هستید یا اهداقی که می­خواهید با کسب و کار خود به آن­ها دست یابید. هرگاه این ایده­ها برای شما شکل گرفتند، بلافاصله آن­ها را یادداشت کنید. پس از این جلسات فکر بکر و ناگهانی، تصویر واضح­تری از جایگاهی که برند شما قرار است در آنجا بایستد، پیدا خواهید کرد و مطابق با آن می­توانید ارزیابی کنید که چگونه ارزش­های خود را به ثمر برسانید.

قدم دوم: شخصیت برند خود را ارزیابی کنید.

یکی دیگر از کلمات کلیدی و مهم در برندسازی است؛ شخصیت برند است که عنصر انسانی هویت برند شما به حساب می­آید.

از آنجا که هویت برند شامل درک کامل دیگران از برند شما می­شود، شخصیت برند شما وجه مهمی به حساب می­آید که برای استحصال درک مذکور کمک کننده است.

ساده­ترین راه برای درک شخصیت برند شما این است که شخصی زنده با مشخصات برند خود را تصور کنید. او چه شکلی است؟ چطور به نظر می­رسد؟ هنگامیکه شروع به صحبت می­کند، چگونه با دیگران ارتباط برقرار می­کند؟ آیا باهوش و عاقل است؟ جدی و حرفه­ای است؟ در گام اول باید با اینگونه سؤالات روبرو شوید، اما اکنون زمان آن است که راجع به آن توضیحات بیشتری داده شود.

هنگامیکه تصویر شخصیت برند برای شما شفاف و روشن شد، آن را بنویسید. برای کارآیی بیشتر، شخصیت برندتان باید ثابت قدم باشد؛ در تمام شکل­های بازاریابی و ارتباطات مربوط به آن، صدا و پیامی ثابت داشته باشد.

قدم سوم: استراتژی برند خودتان را بسازید.

تفاوت یک آژانس برندسازی حرفه ای و آماتور در این مرحله به خوبی مشخص می شود. این قسمت به «چگونگی» اتفاقات دور و اطراف هویت برند شما، مربوط می­شود. چگونه داستان برند خود را با دیگران به اشتراک می­گذارید؟

بار دیگر باید گفته شود که ثبات (در عین انطباق) در پیشرفت هویت برند مهم است تا مشتریان با آن برند ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل، زمان آن رسیده تا برنامه­ای برای اجرای ایده­هایی که برای دو قدم پیشین به ذهنتان می­رسد، ایجاد کنید. به طور خاص، موارد زیر را تعیین کنید:

  • دستورالعمل­های برند: قوانینی هستند که شرکت شما در حین نمایش خود در کانال­ها به آن اشاره می­کند و به موجب آن ارتباطی احساسی با مخاطبان ایجاد می­شود تا در مرحله­ی بعد برند راحت­تر شناخته شود. آن­ها شامل شیوه­ی پیشروی، مأموریت شرکت و تصورات پذیرفته شده هستند.
  • کانال­هایی که برای تلاش­های برندتان بهترین هستند: آیا جامعه مخاطب شما تنها به یک شرکه اجتماعی خاص چسبیده است؟ برند شما در کدام رویداد باید شرکت کند تا عنوان رهبری فکری را در آن کسب کند؟
  • استراتژی محتوا: این موضوع به محتواهایی اشاره می­کند که شرکت شما تولید می­کند. همچنین به صدا یا زبان برند قابل قبول که در وبلاگ­ها، مصالح بازاریابی و … استفاده می­شود، می­توان اشاره کرد.

استراتژی کلی برند شما باید با این هدف باشد که تجربه­ای یکتا در افراد استفاده کننده از محصول شما، ایجاد کند. یک­ بار باید کار را تمام کند…

قدم چهارم: خلاق باشید.

حال، زمان جمع کردن همه­ی موارد بالاست.

با توجه به استراتژی برند که در بالا ذکر شد، عناصر بصری برند خود را ایجاد کنید. هنگام طراحی، به یاد داشته باشید که تمامی عناصر زیر، نیاز دارند که به صورت یکپارچه با هم ارتباط داشته باشند؛ به طوریکه با یکدیگر متولد شده باشند. این اصلی ترین دلیل استخدام یک شرکت برندینگ است.

بر موارد زیر تمرکز کنید:

  • لوگو: لوگوی شما همه چیز نیست، اما تنها جلوه­ی بصری هویت برند شماست که به مشتریان کمک می­کند کیستی شما را به یاد آورند. به عبارت دیگر، لوگو اولین قدمی است که مشتریان برای ورود به شرکت است.
  • جمله­ی تبلیغاتی: عبارتی است که با لوگوی شما همراه می­شود و به مشتریان راجع به کارهایی که شرکت شما انجام می­دهد، اطلاعاتی می­دهد.
  • نویسه نگاری: فنی است که به موجب آن فونت­های استفاده شده در آن، داستان برند شما را می­گویند. احتمالاً باید چندین نوع فونت را انتخاب کنید که مکمل یکدیگر باشند. در این وضعیت باید جفت فونت­هایی را ایجاد کنید که از یکدیگر متمایز هستند و مخاطبان شما بتوانند آن­ها را از یکدیگر متفاوت ببینند و در عین حال، همچنان مود مشابهی را به تصویر بکشند.
  • پالت رنگ: رنگی که برای برند خود انتخاب می­کنید، اثرات روانی زیادی روی مخاطبان شما خواهد داشت؛ شما به این موضوع نیاز دارید تا بتوانید به سلیقه­ی خود کار کنید. تنها به احساساتی که هنگام نگاه کردن به رنگ­های متفاوت به شما دست می­دهد، فکر کنید؛ پس سعی کنید ترکیب رنگی را استفاده کنید که همان احساساتی را برانگیزاند که با برند شما در ارتباط هستند.
  • اشکال: آیا همواره به خطوط صاف یا پرچین و شکن یا لبه­های گرد و خنده­دار علاقه دارید؟

بفرمایید! هویت برند شما به صورت رسمی دارای شخصیت شده است؛ یک صدا و یک صورت، تمام چیزی است که برای گفتن داستان برند شما نیاز است.

ارزیابی مؤثر بودن هویت برند

اکنون که هویت برند شما دارای شکل کامل شده است، آماده­ی آن هستید که آن را به دنیای وحش بیرون بفرستید. با این حال، ممکن است که گاهی نسبت به استراتژی برند دچار شک شوید، یا اینکه آیا صدای انتخابی شما، واقعاً درست­ترین برای انتقال پیام است؟

تجزیه و تحلیل همواره نکته­ای کلیدی در هر استراتژی است و مهم است که میزان موفقیت تلاش­های خود برای برندسازی را هنگامیکه هنوز برند شما جوان است، اندازه بگیرید؛ بنابراین در صورت نیاز، می­توانید استراتژی خود را تغییر دهید. به همین دلیل، همواره می­توانید موارد زیر را بررسی کنید:

  • آیا مشتریان جدیدی پیدا می­کنید؟ مشتریان وفادار خود را حفظ می­کنید؟
  • چه نوع مکالماتی پیرامون برند شما تولید می­شود؟
  • آیا شرکت به دنبال شیوه­ی رهبری برند، پیروی می­کند؟
  • کدام یک از پست­های شما به نتیجه­ی خوبی رسیده است؟ آیا کمپین تبلیغاتی خاصی بوده که دنبال کنندگان شما را به وجد آورد؟

همانطور که به این سؤالات پاسخ می­دهید، تنظیمات و تغییرات لازم را اعمال کنید؛ اما تا جای ممکن سازگار و ثابت قدم بمانید و البته روی پیام خود این سازگاری را بیشتر حفظ کنید. به زبان دیگر، شما هویت خود را به کلی در یک روز تغییر نمی­دهید، آیا اینگونه نیست؟

حالا نوبت شما است

شما به این نتیجه رسیدید که هویت برند خود را چگونه شکل دهید؛ حال زمان آن رسیده که شروع به طراحی کنید. اگر مطمئن نیستید که از کجا شروع کنید، وبسایت ما به شما کمک می­کند. اگر برای برندسازی و یا تبلیغات برند خود نیاز به کمک دارید، امروز با ما تماس بگیرید و گپی دوستانه با مشاوران ما داشته باشید. ما خود را متعهد به پیشرفت مشتریانمان می دانیم.